|
پنج وارونه چه معنی دارد؟
خواهر کوچکم از من پرسید .
من به او خندیدم .
کمی آزرده و حیرت زده گفت :
روی دیوار و درختان دیدم .
باز هم خندیدم .
گفت:
دیروز خودم دیدم مهران،پسر همسایه
پنج وارونه به مینو داد .
آنقدر خنده برم داشت
که طفلک ترسید .
بغلش کردم و
بوسیدم و
با خود گفتم :
بعد ها
وقتی باریدن بی وقفه ی درد
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی .
پنج وارنه چه معنی دارد .
رفت و سیبی آورد .
نصف کردیم .
دمی خیره به آن نیمه به نجوا می گفت :
نکند یعنی...یعنی...همین نیمه ی سیب !؟
تن آن نیمه ی سیب ، تب خواهش بود .
گاز زد
خنده ی لبهای خدا را چیدم .
خیره بر نیمه ی گندیده ی خود خندیدم .
(( علی بداغی)) |